الشيخ حسين المظاهري

86

مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى)

پس از آن همگى با اميرالمؤمنين ( ع ) بيعت كردند ؛ حتّى آن‌هايى كه در باطن مخالف بودند و بعداً سقيفهء بنى ساعده را درست كردند ، آن روز جرأت مخالفت نكردند . حتّى اهل‌سنّت نقل مىكنند كه عمر خطاب به اميرالمؤمنين ( ع ) گفت : « هنيئاً لك يا على ، أصبحت و أمسيت مولى كل مؤمن و مؤمنة » « 1 » يا على ، ولايت گواراى تو باد ، مولاى هر مرد و زن مؤمن شدى . و اوّلين كسانى كه بيعت كردند همان افرادى بودند كه بعدها زمينه‌ساز غصب خلافت و جنگ عليه حضرت شدند . نقل شده كه شخصى به نام « حارث بن نعمان » از ميان جمعيّت برخاست و به پيامبر ( ص ) گفت : اى محمّد ، به ما دستور دادى كه شهادت به وحدانيّت خدا و نبوّت تو بدهيم ، ما نيز قبول كرديم . دستور دادى نماز بخوانيم ، پذيرفتيم . به روزه و زكات و جهاد ما را امر كردى ، پذيرفتيم . امّا تو راضى نشدى تا اين كه دست پسر عمويت را بالا بردى و او را بر ما برترى دادى و ولايت بر مسلمين را به او سپردى . آيا اين كار از طرف خودت بود يا از جانب خداوند ؟ پيامبر ( ص ) فرمودند : قسم به خدايى كه معبودى جز او نيست ، اين كار از جانب خداوند متعال بود . حارث به سمت شترش رفت و گفت : خدايا ، اگر آن چه محمّد مىگويد حقّ

--> ( 1 ) . علامهء امينى اين قضيّه را از شصت كتاب از اهل سنّت نقل كرده است . ن . ك : موسوعة الغدير فى الكتاب و السنة و الأدب ، ج 2 ، صص 510 - 527 .